۸۸/۸/۸ ساعت ۸ صبح

یک روز سرد پاییزی که از زور سرما و باد تو گرگ و میشی هوا دوست داشتی هر چه زودتر برسی دبیرخانه یک برگه ای گرفتم که روش نوشته بود هشتم آبان سال ۱۳۸۸ کجایید و در ادامه از همه خواسته بود در تاریخ هشتم آبان ۱۳۸۸ ساعت ۸ صبح هر کی هر جا هست مجرد یا متاهل تنهایی یا با زن (و احتمالا بچه) بیایند دانشگاه تا دیداری تازه بشه سرم را بلند کردم و رو به دوستم گفتم ای بابا الان سال ۷۹ هستیم و تا اون موقع کی زنده کی مرده زیاد این خبر را جدی نگرفتم تا اینکه دیروز آتا جهانگیر مشیدی ایمیلی برام فرستاد که حکایت از همون وعده ملاقات داشت آهی کشیدم و با خودم گفتم مقداد کی می دونست که ۹ سال بعد تو , تو غربتی و نمی تونی حتی به وطنت برگردی دیگه چه برسه به دانشگاه و بچه های هم دوره هم خوشحال بودم هم ناراحت خوشحال از دیدن چهره بچه هایی که خاطراتی باهاشون داشتم و ناراحت از اینکه اونجا نیستم ولی خوب بازی روزگار همینه دیگه.

داشتم تو عکس دنبال بچه ها می گشتم که یاد روزهای آخر داشگاه افتادم که از هرکی می شناختم آدرس ایمیل می خواستم ولی دوستان یا آدرسی نداشتند یا اینقدر بهش سر نزده بودند که کلمه عبور را از خاطر برده بودند یکیشون را هم که خودم براش درست کردم که خوشبختانه هنوز از همون آدرس استفاده می کنه

Picture 1 of 6

به هر حال از دوستان و رفقای نیمه باحال از مجید میزبانی – غلامرضا شریفی – سعید صالحی – داریوش نورزاده – سعید ابراهیمی – یاسر میزبانی – سید علی منیری – مجید ماستبند زاده – محمد مستعان – مهدی اثنی عشری – علی ایمانی فولادی – محمد عابدینی – محمد نیلفروشان دردشتی – علی برجیان – حمید حسین نژاد – محمد حسنی – حمید حسینی – حسین حسینی  – محمد رسول زاده – ایمان رفیعی – حمید رخشا فرد – احمد رضایی – محمد سلیمانی – هومن صادقی – امیر عرب – احمد رضا عاطف – علی فرنیا – داوود گرجی – علی مخمل باف – بهزاد ورادی – مهدی نواب – منصور نعیمییان – مهدی هاشمی – مهدی فدایی – برزو – محمد سلیمانی و …. دوستانی که نامشان به خاطرم نیست می خواهم که اگر به اینجا سری زدند پیامی بگذارند تا دیداری ولو با چند خط تازه کنیم. پیدا کردن من در اینترنت کار سختی نیست فقط لازم است مقداد ابوالفضلی یا meghdad abolfazli را در اینترنت جستجو کنید.

به امید دیدار

پی نوشت
آرش تودشکی هم در وبلاگش در این رابطه مطلبی نوشته به اضافه نقشه هوایی دانشگاه آزاد خمینی شهر توصیه می کنم آنجا را هم ببینید

دیروز مادر بزرگم در گذشت

ان لله و ان الیه راجعون

kho23daya دیروز مادر بزرگم بعد از چند روز بیماری به سوی معبود خود شتافت. و من نتوانستم برای آخرین بار او را ببینم. این قربت و دوری از وطن مصیبتی است که تنها آنان که به این درد مبتلا هستند می دانند من چه می گویم. هیچگاه فکرش را نمی کردم که عزیزی را از دست بدهم در حالی که حتی نتوانم در مراسم خاک سپاریش شرکت کنم. خدا به مادرم صبر دهد که او هم چون من نتوانست در آخرین لحضات در کنارش باشد و حتی در مراسم خاک سپاری شرکت کند.

بعد از شکستن پای مادر بزرگم و عمل جراحی که روی پایش انجام دادند او را به خانه آوردند و تنها ۳ روز بعد از آن به دیدار معبود خود و پدر بزرگم رفت. (پدر بزرگم در سال ۶۶ در مکه به شهادت رسید)

طبق گفته شاهدان

  • در طول این ۳ روز هر از گاهی بیهوش می شد و گویا با مردگان صحبت می کرد.
  • یک بار بعد از بهوش آمدن سوزن و نخ خواست تا لباس بدوزد وقتی که از او می پرسند چرا می گوید آنها منتظر من هستند و از من لباس خواسته اند.
  • در روز دوم در حالت بی هوشی می گوید” یا جناب علی الان آماده نیستم کار دارم اجازه دهید بروم
  • در طول سه روز مدام پدر بزرگم را صدا می زد و می گفت” دارم می آیم
  • روز سوم بعد از صحبت کردن با مادرم از هوش می رود.
  • در حالت بی هوشی پدر بزرگم را صدا می زند و می گوید” علی محمد چرا درست گوش نمی دهی با تو هستم
  • در همان حال می گوید “ یا جناب علی امروز آماده ام تا برویم.”

هیچ چیز بدتر از این نیست که بخواهی فریاد بزنی ولی برای دلداری دادن مادرت مجبور باشی صدا را در گلو خفه کنی ولی شاید نوشتن این سطور در اینجا که چون دفتر خاطرات من هست کمی از این فشار را کم کند.

سال ۱۳۸۷ بر همه مبارک باد

عید است و نوبهار و جهان را جوانئی     هر مرغ را به وصـل گـلـی شادمانئی
خلقی به عید,خـرم و از نوبهار,خـوش      مــا و فـراق یـاری و انــدوه جـانـئـی

norooz_po.jpg

سال نو با کمی تاخیر بر همه مبارک . قدیما می گفتند ایرانی ها دقیقه نود هستند و تا آخرین لحظه کارشون رو انجام نمی دهند و در لحظه آخر همه کارها رو با عجله انجام می دهند ولی من از وقت اضافه هم رد شد هر چی امروز و فردا کردم که یک مطلب برای سال نو به موقع بنویسم نشد که نشد .

در این سال هر کسی آرزویی می کنه که امید دارد در طول سال به اون برسه ولی من یک دعایی می کنم که همه بهش برسیم و صد البته نه در این سال که در سال آینده و اون هم این است که خدا کند در سال دیگه همچین موقعی همگی دسته جمعی کوفه باشیم . حالا چرا کوفه باشه برای بعد فعلا سال ۱۳۸۷ ( سال موش ) بر همه مبارک در ضمن دیگه در این سال از میلهای مزاحم من هم خبری نیست ( البته امیدوارم ) . راستی شکل سایت رو هم بهاری کردم . فقط صدای بلبل کم داره که اون باشه طلب دوستان .

پ.ن
شعر بالا از امیر شاهی سبزواری است

عید غدیرخم مبارک

و اما
فرستادن پیام تبریک بدون عیدی دیگه خسته کننده شده برای اینکه اینبار تنها تبریک خالی نباشد و برای تشکر از ایمیلهای فراوان دوستان ( یعنی هیچ ایمیلی ) خودم رو به خطر انداختم و فیلم یک شیر در حال …. را به عنوان عیدی گذاشتم . جریان هم از این قرار است که یک شیر یک دفعه اقدام به بوسیدن زن مردم می کند و …. این هم لینک این فیلم

شاد باشید

شهادت امیرالمومنین تسلیت باد

علی ای همای رحمت تو چه آیتی خدا را           که به ما سوا فکندی همه ســایه هما را
دل اگر خدا شناسی همه در رخ علی بین
         به علی شناختم من به خدا قسم خدا را
بجز از علی که گوید به پســر که قاتل من
          چو اسیر توست اکنون به اسـیر کن مدارا

 

در جایی نوشته بود در دنیای امروز هر رئیسی و هر حاکمی تنها به فکر منافع خود است و با حرفها و حرکات خود در صدد به دست آوردن منافع بیشتر می باشد حال این میان بیچاره و نگون بخت مردمی که چنین حاکمانی دارند نویسنده در ادامه به قحطی رجال اشاره کرده بود و از افرادی همچون لنین به عنوان مردانی یاد می کرد که دیگر تاریخ هیچگاه به خود نخواهد دید با خود کمی تامل کردم و گفتم براستی که در قرن حاضر قحطی رجال شده است ( البته بانوان محترم من را به خاطر استفاده از کلمه رجال مواخذه نفرمایند که آنان را مقام و منزلتی بس عظیم است) ولی آیا براستی در طول تاریخ افرادی نبودند که سرمشق و الگو باشد که ما مجبور باشیم از افرادی چون لنین نام ببریم . آیا اشخاصی چون علی ابن ابیطالب و یا محمد ابن عبدالله وجود ندارند و یا شاید در بین اوراق تاریخ به صندوقچه فراموشی سپرده شده اند .
آیا این علی فرزند ابیطالب نبود که مسلمانان را سرزنش می کرد اگر در سرزمینشان به پیرزنی یهودی ستم روا شود .
آیا این علی نبود که در کوچه و برزن می نشست تا رعایا بهتر و ساده تر بتوانند با او حرف بزنند و درد دل نمایند .
آیا این علی نبود که با مستمندان بر سر یک سفره می نشت تا مبادا آنان از تنگ دستی خود خجل و شرمسار باشند
و بالاخره

به جز از علی که گوید به پسر که قاتل من
چو اسـیر توسـت امــروز به اسـیر کن مدارا

 

در دنیای به اصطلاع پیشرفته و مردمی امروز به هر شخصی که نتواند به هر دلیلی کار کند و درآمدی داشته باشد از طرف دولت مبلغی پرداخت می شود ای تاریخ تو خود می دانی که علی به تمام مردم سرزمینش چه دارا و چه ندار به طور مساوی از بیت المال مقرری می داد و به آنان که نداشتند از سهم خود کمک می کرد ولی ای تاریخ تو چه سنگ دل هستی که افراد و رجال نیک را در پس پرده بی دینی یا دینداری اشرافی پنهان می کنی

براستی اگر علی در جایی دیگر و با مذهبی دیگر و با نامی دیگر آمده بود آیا این چنین مورد ظلم قرار می گرفت

 

شهادت امیر المومنین علی (علیه السلام) بر شما تسلیت باد